تبليغاتX
KHODNEVIS

چطور خوشتيپ شويم؟!

لينك مستفيم  |  چهارشنبه هفتم فروردین 1387 ساعت 18:45

یه مساله ای که تقریبا تا سه چهار سال پیش اصلا برام اهمیت نداشت نحوه ی لباس پوشیدن و ظاهر زیبا داشتن بود. از اونجایی که من به اکثر مسائل یه جور دید سرد و منفی گرا دارم (چرا؟!) برام مهم نبود که دیگران چه فکری راجع به سر و وضعم بکنند، اصلا يه جورايي توي اين باغ ها نبودم!

چند وقتي ميشه كه متوجه شدم شكل ظاهري و طرز لباس پوشيدن افراد تاثير عجيبي در روابط اجتماعي و شخصيتشون ميزاره، اين رو طي يكي دو سال قبل با زير نظر گرفتن افراد مختلفي كه اطرافم بودند درك كردم. چند باري كه در اين باب تفكر نموده ام (!) گسترگي موضوع و جنبه هاي روانشناختي كه در پي داره واقعا من رو گيج كرد، جذب و كششي كه به طور مثال يك ست اسپورت (به قول قديمي ها "سوسول"!) بر افراد جوان جامعه دارد به طور باور نكردني با لباسهاي رسمي و سنتي تر تفاوت داره، رنگها و طرح هاي مختلف هر كدوم در نظر افراد متفاوت ممكنه شخصيت خاصي از شما رو تداعي كنه و اين جنبه ي مشكل قضيه ست.

Michael Cera

به غير از لباس خيلي مسائل ديگه در خوشتيپ و جذاب بودن دخيل هستند، به طور مثال مدل مو. اگه بهتون بگم من تابحال غير از ماشين كردن با شماره ۲۴ هيچ مدل مويي رو امتجان نكردم چي ميگيد؟! مساله ديگه ميتونه استفاده از عطرها و ادكلنها باشه. تعداد محدودي رو ميشناسم كه هميشه از يك عطر بخصوص استفاده ميكنن و اين حس خيلي خوبي به آدم ميده. خلاصه اين قصه سر دراز داره، نظر شما چيه، آيا لباس و تيپ براتون مساله مهمي هست يا نه؟ شما چه تيپي هستيد؟! يا حق...

نويسنده : مسلم  |  دسته بندي : اجتماعی  | 

 

سال نو ، قلب نو

لينك مستفيم  |  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 5:45

افراد معمولا در اجتماع رفتار مختلفي از خودشون نشون ميدن، بعضي از همه يه چيزي طلبكارند، روي خوش نشون دادن به اين افراد باعث تغييرشون نميشه! عده اي ديگه فقط به خودشون فكر ميكنند، تا زماني كه منافعشون در دست شما باشه خوش رفتارند و كلي بهتون احترام ميزارند اما وقتي كه به قول معروف خرشون از پل گذشت براشون هيچ اهميتي نداره كه كسي ناراحت بشه يا دل كسي بشكنه، همه چيز رو فراموش ميكنند. عده اي ديگه سعي ميكنند كه صورت ظاهري خوشي رو در جامعه داشته باشند، در واقع باطنا ممكنه هيچ مهر و محبتي نداشته باشند اما زوركي هم كه شده با خنده هاي تصنعي و تعريف و تمجيدهاي ضايع (!) ميخوان خودشون رو خوشرفتار و پر ظرفيت نشون بدند. گروهي ديگه ترجيح ميدن كمتر خودشون رو درگير ديگران بكنند، آسته ميان و آسته ميرن...

دسته ي بعد اما با همه ي گروه هاي گذشته تفاوت دارند، رفتار و كردار اين دسته خارج از معيارهاي بده و بستان و ماديانه ي دنياست، اونها بي دليل عاشق همه اند، مهم نيست كه مهر و محبتي كه به افراد دارند نفعي بهشون برسونه يا نه. اين گروه همونطور كه حتما در ذهنتون بهش رسيديد اهل دين و ديانت هستند، اگر مهر ميورزند از روي عشقي است كه خداوند در نهاد انسان گذاشته، عشقي كه در قلب گرمشون در ميان هر چه نامردي و از پشت خنجر زدنه روشن باقي مونده. هر لحظه انديشه ي "از خاكيم و به خاكيم" در ذهنشون تلنگريه به همه ي دنيادوستي ها و منافع طلبي هاي رايج، اگر دلي رو ندانسته بيازارند تا وقتي دوباره دل طرف رو بدست نيارند قلبشون راضي نميشه، هر لحظه فكرشون سيري در فراي عالم ميكنه و انديشه هاي متعالي وجودشون رو در مينورده. ممكنه خيلي از مردم بهشون به چشم ديگه نگاه كنند، يا توي ذهنشون كلماتي مثل "بيچاره"، "طفلي"، "مسخره"، "ببو" يا خيلي چيزاي ديگه نقش ببنده، ولي اونهايي كه تابحال فقط يكبار به خودشون و زندگيشون فكر كرده باشن به اينگونه زندگي كردن غبطه ميخورند، مهم اينه كه خودشون ميدوند چه كسي بيچاره ست و توي زندگيش به جايي نرسيده! در مقابل خيلي ها هستند كه دل شكستن و سنگي بودن بخش لاينفك وجودشون شده، انگار كه با يك آدم آهني طرف باشيد! راستي حالا كه سال نو داره مياد فكر كرديد كه چند بهار از عمرتون گذشته، فكر كرديد عاقبت چي ميشه و به كجاي اين دنياي فنا شده ميرسيم؟ وقتش رسيده كه دلهامون رو مثل سالي كه مياد نو كنيم، شعار نيست، حرف نيست،ميدونم سخته اما وقتي دلتون رو نو كرديد از زندگي برداشتي جديد خواهيد داشت، ارزشش رو داره، باور كنيد! يا حق...

اضافات 1 : يكي از دوستان ازم پرسيد خودت جزو كدوم دسته اي، ديدم اگه بخوام راستشو بگم به نظر خودم تا اينجا چيزي كم نذاشتم، اما معمولا همه خودشون رو آدماي خوبي ميدونن، مهم اينه كه نظر ديگران چي باشه.

اضافات 2 : سال نو مبارك! به اميد سالي پر از سلامتي و موفقيت براي ملت ايران، زنده باد وطن!

نويسنده : مسلم  |  دسته بندي : عمومی  | 

 

دنياي بي رنگ واقعي

لينك مستفيم  |  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت 11:45

هميشه تصوري كه از دنيا داشتم پر از آرمانها بود، پر از لحظات ناب با هم بودن، عشق، ايمان و محبت... توي دنياي من همه خدا رو دوست داشتند، خدا رو بخاطر خودش دوست داشتند، به خاطر همه ي عظمت و جلالش، به خاطر تمام محبتي كه بي دريغ نثارشون كرده. توي دنياي من همه بي دليل محبت ميكردند، بدون هوس دوست داشتند، توي دنياي من مهم عاشقانه زيستن بود، مهم اين بود كه براي خوبي ها و عاشقي ها تلاش كرد نه هيچ چيز ديگه...

افسوس، دنياي زيبايي كه بنا كرده بودم خيلي زود رنگ باخت، وقتي براي اولين بار دنياي واقعي رو ديدم همه چيز برام پوچ شد، دنياي من هيچ شباهتي به چيزي كه ميديدم نداشت، همه ي مفهوم هايي كه توي ذهنم معني زندگي رو تعبير ميكرد گنگ شده بود، آخر اين تكرار بي معني و كثيف به كجا ميرسد؟ انساني كه نميبيند، هيچ چيز را نميبيند، مثل اينكه هيپنوتيزم شده باشد بي هدف تكرار ميشود، تكرار ميشود و باز تكرار ميشود، تكراري فرساينده و پوچ و در انتها فنا ميشود، بي آنكه عشق ورزيده باشد، بي آنكه خدا را حس كرده باشد و بي آنكه حتي خودش را پيدا كرده باشد.

انتظار

آهاي دنياي واقعي! من در دنياي خودم زندگي ميكنم، من همچنان محبت ميكنم، عشق ميورزم و خدا را با تمام وجود احساس ميكنم، چطور ميتوانم دنياي خودم را فراموش كنم؟ گرچه تو پر از بدي هستي، پر از دامها و چنگالهاي تيز، پر از فريبها و ظاهرسازي ها اما چه باك اگر براي آرمانهايم فدا شوم، و چه زيباست براي معبود زندگي كردن، او كه اراده كرد تا من زنده باشم و هر گاه اراده كند نيست ميشوم، آري اي دنياي واقعي، تا آن هنگام كه به اذن او زنده هستم پاك و عاشق ميمانم. چه زيباست لحظه اي كه از تو و دغدغه هايت جدا شوم. يا حق...

توي حساب:
فقط "يك" عدده،
توي اين عالم فقط "يكعدد" ه!
بقيه هر چه هست،
صفر است،
همه صفر اند،
هيچ اند،
پوچ اند،
خالي اند...
- دکتر شریعتی -

نويسنده : مسلم  |  دسته بندي : دین / فرهنگ  |