تبليغاتX
خودنویس
زماني كه من نيستم!

این اولین قالب من برای بلاگفا است با نام "مغرب" که اگر نیاز بود برای پرشین بلاگ هم ترجمه اش میکنم. یه قالب ساده اما زیباست که زمان لودش هم خوبه:

 مشاهده ی نمونه ی قالب


+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 9:24 قبل از ظهر  توسط خودنويس | 

از اون وقتی که پرشین بلاگ کارشو شروع کرد مدت زیادی نمیگذره. کاربران ایرانی اینترنت عمدتا بازدید کننده بودند تا ارائه کننده چون کمتر کسی از نحوه ی راه اندازی یک صفحه ی شخصی اطلاع داشت و اغلب آن را کاری پیچیده و دشوار میدونستند. با ورود پرشین بلاگ خیلی زود جوونای فعال ایرانی ته و توی وبلاگ و اینترنت و مسنجر و ... رو در آواردن، فقط سه سوت لازم بود (شایدم جهار تا؟!) خلاصه بعدش هم بلاگ اسکای، بلاگفا، پارسی بلاگ، راویز بلاگ، آفات بلاگ (پرشیای سابق)، مهتاب بلاگ و ... همینجوری ردیف شدن پشت سر هم. ما هم که کم نمیاریم توی هر کدومشون یه وبلاگ میزنیم! یه چند وقتی گذشت و تا اومدیم نگاه کنیم دیدیم بله، ملت هر کدوم یه یاهو و گوگل واسه خودشون زدن و ما هنوز اینجا وایستادیم. مثلا توی تبلیغاتشون مینویسن "بهترین و آخرین و زیباترین آهنگ ها و عکسها، فناوری های نوین، بهترین قالب ها، همه چیز پیدا میشه، اگه نیای ضرر کردی، زودباش کلیک کن + ۱۸ (!)، جون مرغ تا شیر آدمیزاد (یه همچین چیزایی بود!)، شب و سکوت، رویای شیرین یک آدمیزاد، قصه هایی یاز لس انجلس، بازیگر نما، نما بازیگر، هزار و یک تا مطلب باحال و ..." وقتی با کلی ذوق روی لینک یکیشون کلیک میکنید فقط یه لینک باکس میبینید که اگه روی هر کدوم از اونها هم کلیک کنید باز یک لینک باکس دیگه رو سیر میکنید! اصلا بی خیال بشین بهتره.

اما اگه از سرویس های وبلاگ بخوام یکی رو انتخاب کنم همین بلاگفا اولینو آخرینش هست، پرشین بلاگ که دو روز طول میکشه تا بالا بیاد، راویز بلاگ هم که من خودم یکی دو تا پست خواستم بزنم اصلا انگار نه انگار که من چیزی پست کردم یا قالب رو تغییر دادم، عین مجسمه میموند، پارسی بلاگ و چی چی بلاگ و بقیه اش رو هم بی خیال. دیروز دیدم یه سرویس دهنه ی جدید هم اومده به اسم ام جی بلاگ (MG-Blog) که مثل همون بلاگ ساز (خدا رحمتش کنه) ادعای اس ام اس بلاگ و رادیو بلاگ و اینجور چیزا داره. دیروز ثبت نام کردم حتی یک دهم بلاگفا هم نمی ارزه. شاید یه کم دچار بلاگفالیسم (!) شدم. هر چند وقت یکبار هم یه قالب میزارم که البته کار خودم خواهند بود، اولیش رو چند روز دیگه که عیبهاش رو پیدا کنم میزارم.

+ نوشته شده در  شنبه 21 مرداد1385ساعت 11:23 قبل از ظهر  توسط خودنويس | 

آینده، شاید فردا باشد یا پس فردا، یا سه روز دیگر، چه فرقی دارد وقتی امروزمان با آینده یکی است؟ امروز جنگ، فردا ظلم و روز دیگر گناه و معصیتی جدید. چه فرقی می کند اگر من و تو صدای حق را نشنویم؟ وقتی صدای مظلومیت کودک جنگ زده را به فراموشی سپرده ایم. آینده یعنی بهتر شدن، یعنی تجلی رشد و نمو، وقتی که نه صدای مظلومی در حنجره اش گم شود و نه چشمان معصوم کودکی پر پر شدن عزیزانش را شاهد باشد.

آینده همه تفسیر توست، ای ظهورت روح تازه در انسانیت، یا مهدی! پرده ها که کنار روند آینده ی آدمی رقم می خورد. ندای وحدت تو دیگر جایی برای پلیدی ها نمیگذارد و معنای روشن عشق به خدا تعبیر میشود. مولای ما! منتظریم ...

+ نوشته شده در  جمعه 20 مرداد1385ساعت 3:35 بعد از ظهر  توسط خودنويس | 

سر کاری اول : چند وقتی میشه که مخابرات از واگذاری زودتر از موعد سیم کارتهای تلفن همراه دم میزنه و هر روز یکی از مدیران و مسئولان این خبر رو به شکلی اعلام میکنن. وقتی بنا بر اعلام قبلی مخابرات برای دریافت سیم کارت به باجه ی مربوطه مراجعه کردم و از متصدی طلب سیم کارتم رو کردم پوزخندی زد و گفت که هنوز اولویت های اول هم واگذار نشده، اصلا چیزی به ما نگفته اند! گفتم اما تلوزیون چند بار اعلام کرد که فلان اولویت ها از روز ۱۶ واگذار میشه، او هم در جواب گفت: "تلوزیون برای خودش گفته"! این در حالی بود که وعده ی واگذاری زودتر را میدادند اما ما که در موعد خودمان مراجعه کرده بودیم هم چیزی عایدمان نشد.

سر کاری دوم : توی سایت شرکت نمایشگاه های کرمان و برنامه ی نمایشگاههای کشور نوشته شده بود که از ۱۵ الی ۱۹ مرداد ۸۵ نمایشگاه لوازم و تجهیزات عکاسی، صوتی و تصویری در کرمان برگزار میشود. دیروز بعد از ظهر همه ی کارها رو تعطیل کردیم و راهی محل نمایشگاه شدیم. بعد از کلی بدبختی که از میان کامیونها و تریلی های مسیر به نمایشگاه رسیدم با یک درب بسته ی قفل و زنجیر شده مواجه شدم! توی اون جاده (جاده ی تهران) هم که جز تریلی و کامیون چیزی پیدا نمیشه. خلاصه حسابی حالم گرفته شد و به خونه برگشتم.

سر کاری آخر(؟!) : فکر نمیکنم سر کاری آخری وجود داشته باشه، پس سر کار باشید تا اوستا بیاد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مرداد1385ساعت 10:25 قبل از ظهر  توسط خودنويس | 

سلام. از دیار کرمان، میان گرمای ۴۱ درجه (امروز) و شنهای روان اولین پست خودنویس رو براتون مینویسم. حدود دو سالی میشه که وبلاگ مینویسم اما تصمیم گرفتم که نقل مکان کنم و از نو شروع کنم چون تا الان تخصصی مینوشتم. اگر بخواهید درباره ی یک موضوع ثابت بنویسید و انتظارات بازدیدکنندگان رو بر طرف کنید وبلاگ نویسی کار پر زحمت و مشکلی میشه اما اگر خودت رو آزاد بزاری و حرفهای دلت رو بنویسی خیلی هم لذت بخش میشه. خیلی وقتها دلم اونقدر پر میشه که حوصله ی هیچ کاری برام نمیمونه، اینجا وبلاگ تنها تریبون انسانه  که میتونه ساخته های ذهنش رو اعلام کنه و عقایدش رو تحکیم کنه.

این روزها دیگه هر کسی که سروکارش با اینترنت بیفته حتما یه "وبلاگ" هم ثبت میکنه. توی وبلاگش همه چیز مینویسه غیر از نوشته های خودش! لینک موزیک ویدئوهای جدید، مقالات کش رفته، عکس اتومبیل و هزار جور چیز دیگه. آخر سرم (یکی دو ماه بعد) خسته میشه و میره. از حالا به بعد هر وقت که احساس کنم چیزیبرای گفتن دارم اینجا مینویسم و خوشحال میشم که شما هم هر از گاهی حرفهای من رو بخونید و نظر خودتون رو بهم بگید، شاید حرفهای شما باعث اصلاح نظر من بشه.

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 5:10 بعد از ظهر  توسط خودنويس |