تبليغاتX
خودنویس
زماني كه من نيستم!
سلام. معذرت میخوام که مدت زیادی نتونستم در خدمتتون باشم. همونطور که حتما شنیدید ناصر عبداللهی، خواننده ی بسیار محبوب سالهای گذشته ی کشورمون در نهایت بر اثر بیماری درگذشتند، من هنوز اون آهنگشون رو در خاطرم مرور میکنم: "یا فطمه، بنت نبی، ای هم دل و جان علی ..."، روحش شاد. در این مدت انتخابات هم برگزار شد و خوشبختانه قشر زیادی از مردم در اون شرکت کردند. دیشب هم که شب یلدا بود، امیدوارم که خوش گذشته باشه. فرا رسیدن زمستان امسال بر شما مبارک بادا. یک قطعه شعر هم براتون دارم :

از سمت مشرق جغرافیای عریانی


>>> آرامش طوفانی

طلوع میکند آن آفتاب پنهانی
از سمت مشرق جغرافیای عریانی

دوباره پلک دلم می پرد، نشانه ی چیست؟
شنیده ام که می آید کسی به مهمانی

کسی که سبزتر است از هزاران بار بهار
کسی شکفت کسی، آنچنان که می دانی

تو از حوالی اقلیم هر کجا آباد
بیا که می رود این شهر، رو به ویرانی

در اتظار تو تنها چراغ خانه ی ماست
که روشن است در این کوچه های ظلمانی

کنار نام تو لنگر گرفت، کشتی عشق
بیا که نام تو آرامشی ست طوفانی

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1385ساعت 1:1 بعد از ظهر  توسط خودنويس |