تبليغاتX
خودنویس
زماني كه من نيستم!

همیشه توی این فکر بودم که عشق یعنی چی، عشق چه بعد (یا ابعادی) داره، اصلا انسان عاشق چی میشه؟ عاشق خدا، عاشق یه دوست، عاشق یه همراه، عاشق یه زمان، یه رویداد، یه مکان... اما وقتی بیشتر فکر کردم دیدم انسان عاشق خوبیهاست. عشق بخدا ایده آل ترین عشق فرازمینی ست، اما در دنیای خاکی ما من عشق رو اونطور که توی مردم هست نمیبینم.

عاشق خوبی باش

من عشق رو در تک تک جلوه های دنیا میبینم، در صداقت و پاکی، در مهربانی و دلسوزی، در شاد بودن و در به یاد خدا بودن... هر وقت انسان کسی رو میبینه که این ویژگی ها رو داره عاشقش میشه. من هنوز عشقی که توی فیلمها و میون کوچه و خیابونها رنگ میگیره رو تجربه نکردم اما در میان دوستان و اطرافیان عاشق خیلی ها شدم، باورتون نمیشه اما واقعا شده که روزها به یک نفر فکر کنم، به رفتار و کردارش و به خصلتهایی که داره - درست مثل کسی که دلباخته ی معشوقی شده اما عشق من یک نفر نیست، عشق من همه ی کسانی هستند که خوبی و صداقت رو باور کردند. هر وقت چنین انسانهایی رو میبینم به فکر فرو میرم، به خودم فکر میکنم و شاید احساس نیاز میکنم، یه جورایی کارم گره میخوره و حسرت همراه اونها بودن وجودم رو فرا میگیره، دلم میخواست با همه اونها بودم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 11:26 قبل از ظهر  توسط خودنويس | 
سلام، از امروز میخوام کم کم وارد حوزه ی کامپیوتر و اینترنت هم بشم، هر چند از ابتدا در موضوع بندی این رو در نظر داشتم اما چندان روش کار نکرده بودم. حتما همه ی شما که در اینترنت گشت و گذار میکنید تا حالا در دو راهی انتخاب یکی از مروگرهای IE و Firefox قرار گرفتید، اما امروز من گزینه ی سومی رو معرفی میکنم که اگر یه خورده تعصب رو کنار بزارید از هر دوی اونها بهتره، در واقع ترکیبی از اون دو هست.
 
Avant web navigator
 
مرورگر آوانت از موتور IE استفاده میکنه، یعنی سایتهایی که مشاهده میکنید دقیقا مانند IE نمایش داده میشن و از لحاظ سازگاری با سایتهای مختلف خیالتون راحت میمونه. در عین حال قابلیت نمایش چند صفحه در یک پنجره (TB)، فیلتر کردن تبلیغات، نوار جستجوی داخلی، ترجمه، فیلتر کردن اشیاء در سایتها (مثل اپرا)، تعویض پوسته، زبان فارسی، ذخیره ی محیط کاری (مثل نت اسکیپ)، نمایشگر RSS، رفرش خودکار زمان دار، پر کردن خودکار فرمها، بزرگ و کوچک کردن عناصر صفحه (عکسها، متون، جداول و ...)، مدیریت Proxy، مدیریت ایمیلها، پاک کردن کلیه ی سوابق مرورگر (جستجوها، سایتها، علاقه مندی ها و ...)، ساخت پوسته ی دلخواه، ذخیره ی اطلاعات شخصی رو سرور Avant و دسترسی به آنها از هر جای دنیا و ده ها قابلیت منحصر به فرد دیگه که واقعا گلچینی از ویژگی های مرورگرهای معروف دنیاست.
 
استفاده از این مرورگر کاملا رایگانه و میتونید از سایت رسمی Avant دانلودش کنید. یکی از نکات جالب دیگه پشتیبانی کامل از این مرورگر توسط انجمنهای گفتگو، بخش ارتباطات و ایمیل سایت Avant هست که اون هم به طور رایگان انجام میشه. با دانلود این مرورگر قابلیتهای چندین مرورگر رو با هم تجربه میکنید، به امتحانش میرزه. یا حق...
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 2:26 بعد از ظهر  توسط خودنويس | 

غروب دیروز یه بار دیگه به آسمون نگاه کردم، به ابرهای تیره و تار که با نور طلایی خورشید مغرب میسوختند و سایه ی زیباشون رو با سرخ آفتاب و سردی تاریکی همراه میکردند. ای خالق! عجب نقاشی هستی، نقاشیهات همه پر از طراوت، زندگی و سادگیست. هر وقت به آسمون غروب نگاه میکنم عظمتت رو دوباره درک میکنم، چطوری بگم ... شرمنده میشم و شاید میترسم، به خاطر همه ی ندیدنها و نفهمیدنها، به خاطر سردی و خاموشی قلبم، قلبی که انگار صدای گنجشکها رو درک نمیکنه...

 

دیروز یه حسی داشتم، یه حس آزادی از دنیا، معبود من! مگه میشه تو که من رو از هیچ آفریدی و بهم زندگی بخشیدی، آسایش و راحتی دادی، مهر و محبت دادی و عشق رو در نهادم کاشتی چیزی جز سعادت من رو بخوای؟ برای یه لحظه حس کردم آزادم، جدا از فکر و خیال امروز و فردا، فقط تو بودی و من، من با قلبی که انگار تازه بیدار شده بود. ای همسفر جاودان! هیچ خیالی جز تو سزاوار نیست، خیلی شده که ازت ناراحت شدم به خاطر خواسته هایی که برآورده نکردی اما حالا فهمیدم که چقدر ذهن کوچکم ناتوان بود از درک خوب و بد و تو تنها مراقب این بنده ی کوچک.

 

مغرب

 

امروز یه بار دیگه معنی توکل رو فهمیدم، یعنی ای صاحب، ای اون که جز تو هدف و مقصودی نیست، هر چه تو خواهی همان برای این مخلوق بهترین است. امانتی که به "من" دادی، جسمی فناپذیر، گوشت و پوست و خون، همین! اما حقیقتم را فراموش نمیکنم، رسیدن به تو، تنها چند ثانیه از تو تا "من" فاصله ست، فاصله من هستم. فاصله قبول تعلق به توست، فاصله درک وجود همیشه زنده ی معبود است و حائلی به نام دنیا، خیلی سخت نیست، آن را فرو خواهم ریخت تا به "حقیقت" برسم، تو یاری ام کن ای راهنما...!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت 2:49 بعد از ظهر  توسط خودنويس |