![]() |
![]() |
|
| زماني كه من نيستم! |
|
دوست، واژه ای که این روزها خیلی غریب به نظر میرسه! شاید اولین چیزهایی که به نظرتون میرسه دوست داشتن، همسر، دوستی از ته قلب، من تو رو دوست دارم (!) ، تو منو دوست نداری، اون همه رو دوست داره و ..و باشه، من اینجا رو دوست ندارم، من شیرینی دوست دارم! من خدا رو دوست دارم، من کلی دوست دارم. یه خورده دقت کنید که شما چند تا دوست دور و برتون دارید؟ توی مدرسه و دانشگاه، توی محله، توی محل کار، توی شهرداری، توی دارائی، توی بیمه، توی گمرک اوه...! واقعا من چقدر پر طرفدارم که اینهمه دوست و رفیق دارم! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 11:25 قبل از ظهر توسط خودنويس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
زماني كه من نيستم!
|
| پیوندهای روزانه |
|
|||بیا تو بندر||| آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی شخصی دین / فرهنگ کامپیوتر و اینترنت خودرو کرمان عمومی قالب وبلاگ |
| نویسندگان |
|
خودنويس نفر دوم |
| پیوندها |
|
Test |
|
RSS
|