تبليغاتX
خودنویس - دوست، انسانی مثل خودت!
زماني كه من نيستم!

دوست، واژه ای که این روزها خیلی غریب به نظر میرسه! شاید اولین چیزهایی که به نظرتون میرسه دوست داشتن، همسر، دوستی از ته قلب، من تو رو دوست دارم (!) ، تو منو دوست نداری، اون همه رو دوست داره و ..و باشه، من اینجا رو دوست ندارم، من شیرینی دوست دارم! من خدا رو دوست دارم، من کلی دوست دارم. یه خورده دقت کنید که شما چند تا دوست دور و برتون دارید؟ توی مدرسه و دانشگاه، توی محله، توی محل کار، توی شهرداری، توی دارائی، توی بیمه، توی گمرک اوه...! واقعا من چقدر پر طرفدارم که اینهمه دوست و رفیق دارم!
توی زندگی هر انسانی با اینکه صدها نفر خودشون رو دوست معرفی میکنن تنها یک یا دو نفر واقعا شما رو بخاطر خودتون میخوان، البته این بحث رو با ازدواج و همسر مخلوط نکنید چون اون اصلا بحثی جداست که توی سریالهای تلوزیون به اندازه ی کافی دربارش تحقیق میشه! وقتی آدم خیلی داغونه، وقتی از همه نا امید شده، وقتی نزدیک ترینها هم کاری براش نکردن بعد از خدا فقط یه دوست واقعیه که احساس رنج میکنه و با جان و دل به کمک آدم میاد.
پیدا کردن دوست خوب به این سادگی ها نیست، همونطور که گفتم صدها نفر برچسب دوست بر سینه دارند، تنها در موقعیتها و با نزدیکی مستمر میشه دوست واقعی رو شناخت و اکثرا هم در دوران تحصیل چون از یک گروه و با یک سری تمایلات و احساسات یکسان هستید، من "یک" دوست خوب دارم، از دست دادنش میتونه خیلی بهم ضرر بزنه همونطور که فشردن دست یک دشمن دوست نما ممکنه زندگی انسان رو از هم بپاشه، حساب دوستان ویژه رو همه از دیگران جدا کنید، انسانهایی که برای شما زندگی میکنند! یا حق...

+ نوشته شده در  جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط خودنويس |