تبليغاتX
خودنویس - عاشق خوبي باش
زماني كه من نيستم!

همیشه توی این فکر بودم که عشق یعنی چی، عشق چه بعد (یا ابعادی) داره، اصلا انسان عاشق چی میشه؟ عاشق خدا، عاشق یه دوست، عاشق یه همراه، عاشق یه زمان، یه رویداد، یه مکان... اما وقتی بیشتر فکر کردم دیدم انسان عاشق خوبیهاست. عشق بخدا ایده آل ترین عشق فرازمینی ست، اما در دنیای خاکی ما من عشق رو اونطور که توی مردم هست نمیبینم.

عاشق خوبی باش

من عشق رو در تک تک جلوه های دنیا میبینم، در صداقت و پاکی، در مهربانی و دلسوزی، در شاد بودن و در به یاد خدا بودن... هر وقت انسان کسی رو میبینه که این ویژگی ها رو داره عاشقش میشه. من هنوز عشقی که توی فیلمها و میون کوچه و خیابونها رنگ میگیره رو تجربه نکردم اما در میان دوستان و اطرافیان عاشق خیلی ها شدم، باورتون نمیشه اما واقعا شده که روزها به یک نفر فکر کنم، به رفتار و کردارش و به خصلتهایی که داره - درست مثل کسی که دلباخته ی معشوقی شده اما عشق من یک نفر نیست، عشق من همه ی کسانی هستند که خوبی و صداقت رو باور کردند. هر وقت چنین انسانهایی رو میبینم به فکر فرو میرم، به خودم فکر میکنم و شاید احساس نیاز میکنم، یه جورایی کارم گره میخوره و حسرت همراه اونها بودن وجودم رو فرا میگیره، دلم میخواست با همه اونها بودم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 11:26 قبل از ظهر  توسط خودنويس |